شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
  چاپ
تاریخ : سه شنبه 23 مهر ماه سال 1387

سعی کن تنها باشی: زیرا تنها بدنیا آمده ای و تنها از دنیا خواهی رفت. بگذار عظمت عشق را درک نکنی: زیرا آنقدر عظیم است که تو را نابود خواهد کرد. بگذار خانه ی عشقت خالی از وجود باشد: زیرا اگر عشقی در آن منزل کند به ویرانه های آن هم رحم نخواهد کرد. اما اگر عاشق شدی: سعی کن تنها یک نفر را دوست داشته باشی

مرگ در سکوت....  چاپ
تاریخ : سه شنبه 26 شهریور ماه سال 1387

  

  

 

 

طبیبان بر سر بالین من آهسته

میگفتند که امشب تا سحر این عاشق دلخسته میمیرد

ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزد

چه سنگین میرود این مرده

از بس آرزو دارد 

  

 

 

 

خدا جون من تسلیمم  چاپ
تاریخ : سه شنبه 26 شهریور ماه سال 1387

راست میگم دیگه تسلیمه تسلیمم .دیگه فهمیدم که

 

 هر چی تو بخوای همون میشه . دیگه متوجه شدم

 

 که نمیشه با تقدیر مبارزه کرددیگه ایمان آوردم که

 

 تو تنها ترین قدرت مطلق جهانی . خداجون تسلیم 

 

خداجون دیگه دارم کم میارم . دیگه دارم زانو میزنم .

 

 خدایا راه رو تو نشونم بده . آخه من که توی این دنیای

 

 به این بزرگی به یه امید که بیشتر زنده نبودم .

 

 شاید امیدم نا امید شده  ولی من با وجودت هیچ

 

موقع خودمو نا امید نمی بینم . خداجون من که

 

 میدونم از پس هر کاری برمیای واسه همین اینقدر

 

 صدات می کنم . اگه تو هم تنهام بذاری اونوقت

 

من با کدامین امید باید زندگی کنم . خداجون تسلیم .

 

خداجون احساس می کنم که دارم تو خودم مچاله

 

 میشم . احساس می کنم تموم دنیا رو سرم اوار میشه .

 

احساس می کنم هرلحظه دارم به مرگ نزدیکتر میشم .

 

 احساس می کنم دارم از درون نابود میشم . خداجون

 

 تسلیم . خداجون می خوای امتحانم کنی ؟! باشه

 

حرفی نیست . می خوای ضعفمو بهم نشون بدی ؟!

 

 قبول، ولی خداجون داری خیلی سخت می گیری ؟!

 

 می ترسم نتونم تو امتحان قبول بشم شاید هم تا

 

 حالا رفوزه شدم خداجون هوامو داشته باش .

 

                     خداجون من تسلیم 

 

 ولی تو رو به یگانگیت قسم ، تو رو به بزرگیت قسم ،

 

 تو رو به خودت قسم ، تورو به حرمت تموم کسانی که

 

دوستشون داری قسم ، خداجون کمکم کن بدون تو و

 

کمک تو نمیتونم دووم بیارم .خداجون میدونم صدامو

 

 میشنوی ولی منتظر جوابت می مونم .

وصیتنامه  چاپ
تاریخ : سه شنبه 26 شهریور ماه سال 1387

وقتی که خاکم میکنن بهش بگید پیشم نیاد

 

بگید که رفت مسافرت بگید شماره ای نداد

 

یه جور بگین که آخرش از حرفاتون هول نکنه 

 

طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه

 

دونه به دونه عکسامو بردارید آتیش بزنید

 

هرچی که خاطره دارم برید و از بیخ بکنید

 

نزارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه

 

نمیخوام هیچوقت تنمو توی گورم بلرزونه

 

برو نمیخوام ببینی خونه ی من خالی شده

 

همدم من به جای تو ریگای پوشالی شده

 

اونکه میگفت میمرد برات دیدی راست راستی مرد

 

رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد

به نام تک درخت آرزو...  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور ماه سال 1387

زمانی قلبم به شانه های صبوری می مانست که تو می توانستی سرت را در لحظات پر از غم و تلخ زندگی بر روی آن بگذاری و های های گریه ات را سر دهی آما حالا این شانه های زخمی دیگر تاب گریه های سوز ناک را ندارد دیگر قلب من که هدف تیر های زجر آور روزگار قرار گرفته حتی تکه جای زخم نخورده ندارد تا بتوانی آنرا مرهم خود قرار دهی ،دیگر از این به بعد این تو هستی که باید به جدائی فکر کنی میدانم که سخت است سخت تراز همیشه ،بیا معنای لحظه های بی کسی همدیگر را بفهمیم و واژه تلخ جدائی و هجران را در صفحه ذهنمان مجسم کنیم چه سخت است در دیار تنهائی با خاطره ها بودن چه دشوار است چشمانی اشک بار را به جستجوی عزیز رفته کاشتن که سینه در فراقت میسوزد باورم نیست به دیاری میروی و مرا در انتظار بازگشت نا امید میسازی ،چه سخت است در دل گریست و به زبان نگفتن و بی تو ماندن و کوله باری را بدوش کشیدن و....یادت مرحمی است بر فراق زود هنگام و حسرت دیدارت زخمی ست عمیق بر توشه گذشته من ،جدائی کاروانیست زود هنگام و آهنگی است نا تمام به تابلوی است که هیچ چیز در آن رنگ حقیقت به خود نمی گیرد مگر محبت و وفا........ در پایان  قلبم این هدیه ناقابل و خونین را به تو می سپارم که هر گاه از من خسته شدی تارو پودم را از هم جدا کنی زیا آن هنگام که تو دوستم نداری بودنم معنائی ندارد پس همواره بفکر زندگی خویش باش که فکر کردن به گذشته سودی ندارد